شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

1

نفثة المصدور ( فارسى )

[ متن كتاب ] بسمه تعالى در اين مدّت كه تلاطم امواج فتنه كار جهان برهم شورانيده است ، و سيلاب جفاى ايّام سرهاى سروران را جفاى خود گردانيده ، طوفان بلا چنان بالا گرفته كه كشتى حيات را گذر بر جداول ممات متعيّن گشته ، بروق غمام بصر رباى « يَكادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصارَهُمْ » « - 1 » 1 ببريق حسام سر رباى « 1 » متبدّل شده ، بار سالار ايّام چون بار حوادث درهم بسته ، تيغ بسربارى دربار نهاده ، شمشير كه آبدارى وصف لازم او بودى ، سردارى پيشه گرفته ، سحائب عذب‌بار نوائب عضب‌بار گشته ، فرات كه نبات رويانيدى ، رفات بار آورده ، زمين كه از قطرات ژاله رنگ لاله داشتى « 2 » ( ع ) ترى عن دم القتلى بحمرة عندم 2 ، شجرهء « 3 » شمشير كه بهشت در سايهء اوست ، كه ألجنّة تحت - 1 ظلال السّيوف 3 ، چون درخت دوزخيان ، سربار آورده « طَلْعُها كَأَنَّهُ رُؤُسُ الشَّياطِينِ » « - 2 » 4 تا اين دو روى تيززبان در ميان شد آمد گرفته ، سلامت پاى بر كران نهاده ، از آنگاه باز كه فتنه از خواب سر برداشته ، هزاران سر ، برداشته ،

--> ( 1 ) هت : شررباى ( 2 ) هت ، كر : رنگ داشتى ( 3 ) مى : شجرت ( - 1 ) قرآن كريم : 2 / 20 ( - 2 ) قرآن كريم : 37 / 65